زمانی – بسیاری از مردم استان مایلند بدانند در شرایط فعلی بهترین سرمایهگذاریها چیست و کدام یک در استان ما امکانپذیر
است. جنگ ایران و آمریکا که از بهار ۲۰۲۶ وارد فاز نظامی تمامعیار شده، معادلات اقتصادی جهان را به کلی دگرگون کرده و سرمایهگذاران حرفهای در سراسر جهان را به بازنگری در سبد داراییهای خود واداشته است. این گزارش تحلیلی با رویکردی واقعبینانه و با استناد به دادههای بینالمللی و پیشبینیهای معتبر، به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که در میانه آتشباری که اقتصاد جهانی را نشانه گرفته، اهالی خراسان جنوبی چگونه میتوانند از سرمایه خود محافظت کرده و حتی آن را افزایش دهند.در ابتدا باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که جنگ، بازندههای مشخص و روشنی دارد و بازار سهام جهانی بیتردید قربانی اصلی این مناقشه بوده است. بر اساس گزارش بانک سنگاپور، از زمان آغاز درگیریها، شاخصهای جهانی سهام دستخوش اصلاح قابل توجهی شدهاند و پیشبینی میشود این جو بیثباتی تا کوتاهمدت ادامه یابد. دلیل اصلی این ریزش،
جهش قیمت نفت خام برنت به بالای ۱۱۰ دلار در هر بشکه و بسته شدن عملاً تنگه هرمز است که ۲۰ درصد نفت جهان روزانه از آن عبور میکرد. با این حال، خبر خوب این است که به باور تحلیلگران ارشد، خوشبینی بلندمدت نسبت به بازار سهام که از سال ۲۰۲۲ آغاز شده، هنوز جای خود را به ناامیدی نداده است.
انرژی؛ سوخت داغ مناقشه یا سود داغتر سرمایهگذار؟
در این میان، برخی بخشها نه تنها بازنده نبودهاند، بلکه برندگان اصلی این میدان نبرد اقتصادی محسوب میشوند. صنعت انرژی و دفاع، دو ستون اصلی اقتصاد جنگ هستند که در بحبوحه آتشباران موشکها، سودهای سرشاری به جیب زدهاند. صندوق قابل معامله در حوزه انرژی رشد ۱۱.۳ درصدی را تنها در یک ماه تجربه کردهاند و سهام شرکتهای دفاعی به لطف افزایش بودجههای نظامی کشورها، با استقبال گسترده سرمایهگذاران مواجه شده است.
برای سرمایهگذاران خراسان جنوبی که دسترسی مستقیم به بازارهای جهانی ندارند، سهام شرکتهای پتروشیمی و پالایشی بورس تهران و همچنین صندوقهای سرمایهگذاری قابل معامله داخلی مرتبط با انرژی میتوانند جایگزین مناسبی باشند.یکی دیگر از بخشهای برنده که شاید کمتر به آن توجه شده، هوش مصنوعی و امنیت سایبری است. شاید در نگاه اول این دو حوزه ربط چندانی به جنگ موشکی نداشته باشند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید. در جنگ مدرن امروز، هوش مصنوعی به ستون فقرات استراتژی نظامی تبدیل شده و امکان پردازش بلادرنگ دادهها و شناسایی دقیق تهدیدات را فراهم میکند. از سوی دیگر، با افزایش تنشها، تهدیدات سایبری علیه زیرساختهای حیاتی، سیستمهای مالی و شبکههای ارتباطی به شدت افزایش یافته و تقاضا برای راهکارهای امنیت سایبری را به اوج رسانده است. صندوقهای این طیفی در این میان جزو پربازدهترین گزینهها بودهاند.
حال نوبت به حساسترین و پر بحث ترین بازار میرسد: طلا. بسیاری از مردم استان که عادت دارند طلا را به عنوان امنترین پناهگاه سرمایه خود بشناسند، این روزها با دیدن کاهش قیمت این فلز زرد در میانه یک جنگ بزرگ، متحیر شدهاند. واقعیت
این است که طلا در شرایط بحرانی فعلی، رفتار عجیبی از خود نشان داده و برخلاف انتظارات، ریزشی ۱۶ درصدی را تجربه کرده است. اما آیا این پایان کار طلاست یا یک فرصت طلایی برای ورود؟
تحلیلهای بینالمللی نشان میدهد الگوی فعلی طلا در تاریخ سابقه داشته است. در جریان بحران مالی ۲۰۰۸، طلا ابتدا ۳۲ درصد سقوط کرد و ۴۰ درصد از سود خود را از دست داد، اما در چند سال بعد با رشد ۱۵۳ درصدی، رکوردهای تاریخی را جابهجا کرد. شورای جهانی طلا تأکید میکند که کاهش فعلی عمدتاً ناشی از نگرانی از افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو و فروشهای فنی برای تأمین نقدینگی است، نه ضعیف شدن بنیانهای سرمایهگذاری در طلا. برای پیشبینی آینده طلا، باید به سراغ دو سناریوی متضاد رفت. سناریوی اول که تحلیلگران سرمایهاقتصاد به آن باور دارند، کاهش قیمت تا ۳۵۰۰ دلار تا پایان سال ۲۰۲۶
است. آنها استدلال میکنند که خرید بیسابقه بانکهای مرکزی و سرمایهگذاران چینی که طلا را از ۱۸۱۰ دلار به بالای ۵۴۰۰ دلار رساند، در حال تضعیف شدن است و دادههای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که خرید بانکهای مرکزی در ژانویه ۸۰ درصد کاهش یافته است.
سناریوی دوم که محبوبتر هم هست، از قول تحلیلگران میگوید که کاهش فعلی بیشتر به خاطر خروج سفتهبازان و تنگنای
نقدینگی است و نقطه ورود جذاب طلا در محدوده ۴۳۹۰ دلار قرار دارد. جالبترین پیشبینی اما از آن موسسه FxPro است
که هشدار میدهد طلا در حال نزدیک شدن به یک لبه پرتگاه است. آنها با اشاره به آتشبس اخیر بین اسرائیل و ایران و کاهش تقاضای امن برای طلا، معتقدند که ناتوانی طلا در شکست مقاومت ۳۵۰۰ دلاری طی دو ماه گذشته، سیگنالی از احتمال
تغییر روند جهانی است. سناریوی محتمل از نظر آنها، تکرار الگوی سال ۲۰۲۰ با اصلاح ۲۰ درصدی در شش ماه آینده و دو سال حرکت جانبی است. با این حال، موسساتی مانند گلدمن ساکس همچنان بر پیشبینی صعود طلا به ۴۰۰۰ دلار پافشاری میکنند و نظرسنجی شورای جهانی طلا نشان میدهد ۴۳ درصد بانکهای مرکزی قصد دارند خرید خود را افزایش دهند. برای سرمایهگذار خراسان جنوبی، پیام روشن است: طلا دیگر آن امنیت مطلق گذشته را ندارد و سرمایهگذاری در آن باید با افق بلندمدت و تحمل نوسانات همراه باشد.
مسکن خراسان جنوبی؛ از طلای سیاه تا حباب ترکیده؟
حالا میرسیم به قلب گزارش: وضعیت سرمایهگذاری در مسکن خراسان جنوبی. پیش از بحرانهای اخیر، مسکن در استان ما یکی از پررونقترین بازارها بود. بیرجند و قاین به ترتیب با رشد ۱۸۰ و ۱۵۰ درصدی قیمت در بازه سه ساله ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، جزو پربازدهترین بازارهای سرمایهگذاری در شرق کشور بودند. مهاجرت معکوس از استانهای همجوار، و بهبود زیرساخت ها ، عواملی بودند که این جهش را رقم زدند. اما جنگ،
تمام معادلات را تغییر داده است. تحلیلهای بینالمللی نشان میدهد که صندوق بینالمللی پول در بدبینانهترین سناریو (ادامه جنگ و بسته ماندن تنگه هرمز)، پیشبینی کرده که رشد اقتصادی منطقه خاورمیانه ۲ درصد کاهش یافته و تورم جهانی به بالای ۶ درصد خواهد رسید. در چنین فضایی، سه عامل اصلی بازار مسکن استان را تهدید میکند: اول، افزایش شدید قیمت مصالح ساختمانی به دلیل جهش قیمت نفت و حاملهای انرژی که حاشیه سود سازندگان را به شدت کاهش داده است. دوم، ریسک امنیتی مناطق مرزی که، میتواند منجر به خروج سرمایه از شهرهای مرزی استان شود. سوم، انتظارات تورمی و افزایش نرخ
سود بانکی که قدرت خرید متقاضیان مسکن را کاهش میدهد.
اما همه چیز سیاه و سفید نیست. یک نکته مثبت مهم، تجربه تاریخی جنگ تحمیلی است. در آن دوران، دولت با اعطای تسهیلات ارزانقیمت مسکن، معافیتهای مالیاتی و وامهای ودیعه مسکن به استانهای مرزی، تلاش میکرد از خروج سرمایه و جمعیت جلوگیری کند. خراسان جنوبی به دلیل موقعیت خاص استراتژیک خود و نگاه ویژه دولت به مناطق مرزی، میتواند از این بستههای حمایتی بهرهمند شود. استاندار کنونی نیز با رویکرد توسعهگرای خود، بارها بر تبدیل مرز از تهدید به فرصت تأکید کرده
است. پاسخ به پرسش “آیا سرمایهگذاری در مسکن استان مناسب است؟” کاملاً به افق زمانی و میزان ریسکپذیری بستگی
دارد. برای سرمایهگذاران کوتاهمدت (کمتر از یک سال)، ریسک ناشی از نوسانات جنگ و عدم قطعیتهای سیاسی بسیار بالاست و این بازار به هیچ وجه توصیه نمیشود. برای سرمایهگذاران بلندمدت با افق پنج سال و بیشتر، که توانایی “خرید و نگهداری” را دارند، مسکن استان همچنان میتواند یک انتخاب منطقی باشد، مشروط به رعایت چند نکته حیاتی. نخست، تمرکز بر شهرهای مرکزی استان مانند بیرجند، قاین و فردوس که فاصله امنتری از مرز دارند و زیرساختهای بهتری هم از نظر امکانات شهری و هم از نظر دسترسی به خدمات دارند. دوم، انتخاب املاک با کاربری مسکونی در مناطق پرتقاضا و دارای دسترسی به خدمات شهری، نه زمینهای خالی در حاشیه شهرها.
دلار و بورس؛ سودای سود یا طعم تلخ ریسک؟
در کنار طلا و مسکن، دلار آمریکا نیز همواره یکی از گزینههای جذاب برای سرمایهگذاران ایرانی بوده است. جنگ جاری، دلار را به طور سنتی تقویت کرده و شاخص دلار در آستانه عبور از سطح ۱۰۰ واحدی قرار دارد. با این حال، سرمایهگذاری در دلار ریسکهای خاص خود را دارد؛ از جمله مداخلات ارزی بانک مرکزی، محدودیتهای دسترسی و نوسانات شدید نرخ در بازار آزاد. توصیه به سرمایهگذاران استان این است که اگر قصد ورود به دلار را دارند، این کار را تنها به عنوان یک پوشش ریسک کوتاهمدت انجام دهند و نه به عنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت. و اما بورس تهران؛ این بازار شاید پیچیدهترین گزینه پیش روی سرمایهگذاران باشد. از یک سو، افزایش قیمت نفت و ارز میتواند سودآوری شرکتهای صادراتمحور و پتروشیمی را افزایش دهد. از سوی دیگر، ریسک سیستماتیک ناشی از جنگ و تشدید تحریمها، فضای کلی بازار را متشنج کرده و سرمایهگذاران حقیقی را به سمت خروج از بازار سهام سوق میدهد. بر اساس گزارش IMF، حتی در سناریوی خوشبینانه پایان سریع جنگ، رشد
اقتصادی جهان از ۳.۱ درصد فراتر نخواهد رفت که باز هم کمتر از میانگینهای تاریخی است. پیشبینی دقیق شاخص بورس در
شرایط فعلی تقریباً غیرممکن است، اما آنچه مسلم است، نوسانات شدید و ریسک بالای سرمایهگذاری در این بازار است.
در نبرد اقتصادی، برنده کیست؟
توصیه نهایی کارشناسان به مردم خراسان جنوبی، اتخاذ استراتژی “تنوعبخشی هوشمندانه” است. در شرایط جنگی، نقدینگی پادشاه است و هیچکس نباید تمام سرمایه خود را در یک دارایی خاص قفل کند. پیشنهاد میشود سبد سرمایهگذاری به گونهای طراحی شود که شامل ترکیبی از طلا (برای حفظ ارزش بلندمدت)، مسکن در شهرهای مرکزی استان (برای سرمایهگذاری با افق پنج ساله)، و مقداری وجه نقد به صورت ارز یا سکه (برای استفاده از فرصتهای خرید در زمان ریزش قیمتها) باشد. نکته آخر اینکه، بر اساس گزارش بانک سنگاپور، حتی در بدترین سناریوهای جنگی، تاریخ نشان داده که بازارهای مالی پس از ۸ تا ۱۲ هفته از پایان جنگ، به سطح قبل از بحران باز میگردند. بنابراین از تصمیمات شتابزده و فروش هیجانی داراییها در پایینترین قیمت بپرهیزید. سرمایهگذاران موفق کسانی هستند که در بحبوحه بحران، خونسردی خود را حفظ کرده و بر اساس تحلیل و برنامه عمل میکنند، نه بر اساس ترس و طمع. در پایان، بهترین سرمایهگذاری سرمایهگذاری روی آرامش روانی خودتان است؛ هیچ سودی ارزش تحمل شبهای بیخوابی و استرس مداوم را ندارد.


