حاجی – سال ۱۴۰۵ با ابهام آغاز شد؛ جنگی که به “رمضان” شهرت یافته، هر روز روایتهای متناقضی را به گوش جهانیان
میرساند. از آتشبسهای اعلامنشده تا مذاکرات پنهان و زمانبندیهای متغیر جنگ، هر طرف سعی در ترسیم تصویری
از پیروزی دارد. اما در میان این سیل اخبار، سؤالی اساسی ذهنها را به خود مشغول کرده است: دست برتر در این منازعه با
کدام طرف است؟ آیا روایتهای رسانهای، واقعیت میدان را منعکس میکنند یا صرفاً ابزاری برای جنگ روانی هستند؟
از خلع سلاح تا تغییر نظام؛ اهداف متغیر دشمن
ائتلاف غربی به رهبری آمریکا و اسرائیل، در ابتدا با هدفی مشخص، یعنی “خلع سلاح هستهای ایران”، جنگ را آغاز کرد. اما با گذشت زمان و در پی واکنشهای مخالفان خارجنشین، پای “تغییر نظام ایران” نیز به اهداف اعلامشده اضافه شد. این تغییر در اهداف، خود نشانهای از سردرگمی و عدم قطعیت در استراتژی اولیه بود. آمریکا سپس با ادعای “تضعیف قوای نظامی ایران” و “نابودی توان نظامی و اورانیومها”، سعی در روایت پیروزی داشت. اما آیا این ادعاها با واقعیت میدانی همخوانی داشت؟
در نقطه مقابل، ایران با موفقیت در حملات موشکی به مواضع دشمن، ابتکار عمل را به دست گرفت. اقدام ایران در “بستن تنگه هرمز”، معادلات جنگ را به طور اساسی تغییر داد. این اقدام، نه تنها بر اقتصاد جهانی و منافع غرب تأثیر مستقیم گذاشت، بلکه نشانهای قدرتمند از توان بازدارندگی و اراده ایران در دفاع از منافع خود بود. این تحول، باعث شد تا دشمن، ناگزیر به بازنگری در اهداف و استراتژیهای خود شود.
شروط ایران برای پایان جنگ؛ پذیرش تلویحی دشمن
در هفته گذشته، ایران شروطی را برای پایان جنگ مطرح کرد که به نظر میرسد دشمن ، هرچند با اکراه، به سمت پذیرش آنها حرکت کرده است. اولین شرط، “پایان مخاصمه در تمامی جبههها” بود. اگرچه آمریکا اظهار نظر مشخصی نکرد، اما سخنان نتانیاهو، مبنی بر ادامه حمله به لبنان حتی در صورت پذیرش آتشبس توسط آمریکا، نشاندهنده اعتراض او به این رویکرد و پذیرش تلویحی این شرط پایان جنگ توسط آمریکا بود.
دومین شرط ایران، “به رسمیت شناختن حاکمیت و جایگاه ایران بر تنگه هرمز” بود. توئیتهای مکرر ترامپ مبنی بر عدم پیگیری هدف باز کردن تنگه هرمز و واگذاری آن به منطقه، نشاندهنده کوتاه آمدن دشمن در این شرط و پذیرش تلویحی آن بود. شرط سوم، “پرداخت غرامت جنگی”، یا ایجاد خسارت برای دشمن نیز با اعلام آمادگی برخی کشورهای منطقه و اشاره آمریکا به آزادسازی منابع، تلویحاً پذیرفته شده است.
حذف تحریمها و تضمین عدم حمله؛ گامهای نهایی پیروزی
شرط بعدی ایران، “حذف تحریمها” بود که با لغو تحریمهای نفتی و فروپاشی نظام تحریمهای آمریکا، عملاً دستیافتنی شده
است. آخرین شرط، “تضمینی برای عدم حمله مجدد” است که با مصاحبههای صدر اعظم آلمان و اعلام آمادگی او برای تعهد به
عدم حمله مجدد آمریکا و اسرائیل، این شرط نیز در آستانه تحقق قرار گرفته است. با بررسی شواهد و مواضع اعلامشده، به نظر
میرسد در جنگ روایتها، ایران توانسته است با اتکا به توان بازدارندگی خود و استراتژی دیپلماتیک هوشمندانه، دست بالا را در این منازعه داشته باشد. تغییر اهداف دشمن، پذیرش تلویحی شروط ایران در خصوص تنگه هرمز، غرامت، حذف تحریمها و تضمین عدم حمله، نشانههایی از پیروزی ایران در عرصه بازدارندگی است. در حالی که رسانههای غربی سعی در ترویج روایت پیروزی خود دارند، واقعیت میدان و تحولات دیپلماتیک، حکایت از موفقیتی قابل توجه برای ایران دارد که میتواند فصل جدیدی را در منطقه رقم بزند. در این بین بررسی وضعیت داخلی کشور نیز علیرغم خسارت های وارده و تحمل شهادت عزیزانمان نشان از یک انسجام و همدلی داخلی نیز دارد که به شدت به اعتماد و غرور ملی کمک کرده است . در خراسان جنوبی به عنوان بخشی از این کشور فضای همدلی مردم و مسوولین و وضعیت ارام بازار و اطمینان جامعه به توانمندی های نظامی نشان می دهد که ایران اسلامی در همه جبهه ها موفق عمل کرده و انشاا… به زودی شیپور پیروزی به صدا درخواهد آمد .

