همیشه در گزارشها و آمار رسمی با غرور میخوانیم که خراسان جنوبی بهشت زمینشناسی و عیار معدنی کشور است؛ استانی که روی رگههای درخشان طلا، مس، بنتونیت، زغالسنگ و سنگهای تزئینی کمنظیر ایستاده است. اما وقتی از پای اعداد و آمارهای کاغذی بلند میشویم و قدم در جادههای منتهی به همین مناطق معدنی میگذاریم، غبار محرومیت و کمتوجهی، چشم هر بینندهای را میسوزاند. این تضاد آشکار، سالهاست وجدان بیدار مردم صبور این خطه را به درد آورده است: چگونه است که زمین زیر پای ما از زر لبریز است، اما سهم روزمره خانوادهها در کنار همین معادن، دستهای پینهبسته، جیبهای خالی و بیم از بیکاری جوانان است؟ کافی است وضعیت راههای ارتباطی این شهرستانها را ببینید؛ جادههای پر از دستانداز و غیر استانداردی که روزانه زیر بار سنگین تریلرهای غولپیکر حامل خاک و سنگ خام له میشوند، ولی خود مردم بومی برای یک تردد ساده یا رفتن به بیمارستان، باید جانشان را کف دست بگذارند. حقیقت تلخ این است که توسعه واقعی معادن زمانی اتفاق میافتد که زنجیره ارزش و کارخانههای فرآوری در کنار همین کانسارها ساخته شوند؛ نه اینکه ثروت ناب خراسان جنوبی بهصورت خام و فلهای بار تریلیها شود و ارزش افزوده، رفاه و اشتغال پایدارش نصیب استانهای دیگر گردد، در حالی که آلایندگی محیطزیست، تخریب سفرههای آب زیرزمینی و گردوخاکش برای روستاییان و مرزنشینان مظلوم ما باقی بماند. قانون در این زمینه شفاف است؛ سهم یک درصد آسیبهای زیستمحیطی و حقوق دولتی معادن باید مستقیماً صرف آبادانی، مدرسهسازی، درمان و اشتغال بومیان همان منطقه شود. امروز ما مردم خراسان جنوبی نمیپرسیم چرا معدنکاوی میشود، بلکه حق قانونی و شرعی خود میدانیم بپرسیم مسئولیت اجتماعی صاحبان این ثروتهای نجومی کجاست؟ تا چه زمانی کارگران بومی با سختترین شرایط کاری و کمترین دریافتی باید شاهد مدیریتهای پروازی و خروج میلیاردها تومان سرمایه از استان باشند؟ خراسان جنوبی شایسته آن است که شیرینی گنجهای خدادادیاش ابتدا بر سر سفره معیشت مردم وفادار خودش بنشیند، نه آنکه تنها سهمش، غبار عبور کامیونها از کنار فقر مزمن روستاهایش باشد.

مدیرکل پست خراسان جنوبی با تاکید بر ضرورت توسعه خدمات دیجیتال و هوشمند در شبکه
