امتحانی – بازار کار ایران در زمستان 1404 تصویری نگرانکننده از آینده شغلی جوانان ترسیم کرده است. دادههای رسمی
نشان میدهد در حالی که جمعیت در سن کار نسبت به سال قبل ۸۲۵ هزار نفر افزایش یافته، تنها ۵۷ هزار شغل ایجاد
شده است؛ شکافی عمیق که نشان میدهد اقتصاد ایران حتی توان جذب ابتداییترین موج ورود به بازار کار را نیز ندارد.
این آمار تنها یک هشدار ساده نیست؛ بلکه بیانگر چالشی ساختاری است که در دورههای بیثباتی، خودش را آشکارتر نشان میدهد. رکود اقتصادی، قطعیهای مکرر اینترنت، نااطمینانی ناشی از شرایط جنگی و محدودیتهای فضای کسبوکار همه باعث شدهاند مسیر ورود جوانان به بازار کار باریکتر از همیشه شود.در ظاهر، نرخ بیکاری زمستان 1404 با رقم ۷.۶ درصد اندکی کاهش نشان میدهد، اما وقتی این عدد را در کنار رشد جمعیت در سن کار، سقوط نرخ مشارکت اقتصادی و افزایش بیکاری گروههای جوان قرار دهیم، «بهبود» ادعایی رنگ میبازد. این وضعیت در استانهای شرقی ازجمله خراسان جنوبی نیز کاملا محسوس است؛ جایی که فرصت شغلی محدود و مهاجرت جوانان واقعیتی رو به رشد است.
نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله با افزایش به ۲۱.۲ درصد رسیده و برخلاف روند کاهشی نرخ بیکاری در کل جامعه حرکت کرده است. این فاصله معنادار نشان میدهد نخستین گروهی که از شوکهای اقتصادی آسیب میبینند جوانانی هستند که در آستانه ورود به بازار کار قرار دارند.
بررسی جزئیتر این دادهها ابعاد نابرابری جنسیتی را روشنتر میکند. نرخ بیکاری مردان جوان با افزایش جزئی به ۱۸.۳ درصد رسیده اما برای زنان جوان جهشی شدیدتر ثبت شده و با ۳۴.۹ درصد یکی از بالاترین نرخهای سالهای اخیر را رقم زده است. این اختلاف قابلتوجه نشان میدهد موانع ورود زنان جوان به بازار کار همچنان بسیار پررنگ است.سقوط مشارکت اقتصادی نیز خود یک زنگ خطر جدی است. نرخ مشارکت کل کشور در زمستان 1404 به ۳۹.۷ درصد کاهش یافت؛ یعنی بخشی از جمعیت، حتی امیدی به یافتن کار ندارند که بخواهند جستوجو کنند. این روند در استانهایی مانند خراسان جنوبی که بازار کار شکنندهتری دارند، چشمگیرتر دیده میشود.در همین فصل، مشارکت اقتصادی مردان کاهش خفیف و قابلانتظار داشته، اما مشارکت اقتصادی زنان با افت ۰.۹ واحد درصدی به ۱۲.۲ درصد رسیده است؛ رقمی که فاصله آن با استانداردهای جهانی بسیار زیاد است. در عمل، تعداد زیادی از زنان از بازار کار کنار رفتهاند؛ یا به دلیل ناامیدی، یا نبود فرصت واقعی.
این شرایط تنها یک مسئله فردی یا خانوادگی نیست؛ پیامدهای کلان نیز دارد. وقتی ورود جوانان به بازار کار کند میشود، صندوقهای بازنشستگی با کاهش ورودی حق بیمه مواجه میشوند. یعنی بیکاری امروز جوانان، میتواند بحران فردای نظام بازنشستگی را تشدید کند.افزایش تحصیلات نیز بهتنهایی نجاتبخش نیست. هرچند نرخ بیکاری تحصیلکردگان آموزش عالی با کاهش جزئی به ۱۰ درصد رسیده، اما همچنان بسیار بالاتر از میانگین کل قرار دارد. و باز هم همان الگو تکرار میشود: بیکاری زنان تحصیلکرده بیش از دو برابر مردان است. این الگوی پایدار نشان میدهد زنان فارغالتحصیل همچنان با سقفهای پنهان و آشکار روبهرو هستند.
در نگاه پنجساله، روند بیکاری تحصیل کردگان کاهش یافته، اما کارشناسان هشدار میدهند بدون رشد اقتصادی فراگیر، کاهش نرخ بیکاری نمیتواند نشانهای از بهبود باشد. کاهش نرخ مشارکت زنان و جوانان نیز این هشدار را تایید میکند: بهبود مصنوعی میتواند فقط خروج از بازار کار باشد نه ایجاد فرصت جدید.
اما آنچه بیش از همه نگرانکننده است، بازگشت شیب صعودی بیکاری جوانان پس از چند سال بهبود نسبی است. دادهها نشان میدهد سال 1404 برای جوانان، سالی دشوارتر از میانگین پنجساله بوده است. کارشناسان احتمال میدهند که اثرات قطعی اینترنت و شرایط جنگی در فصل بهار نیز این روند را تشدید کند. بازار کار ایران در نقطهای ایستاده که کوچکترین بیتوجهی میتواند موج جدیدی از بیکاری جوانان را رقم بزند. از استانهای بزرگ تا مناطق مرزی مانند خراسان جنوبی، همه چشم انتظار اصلاحات واقعی و برنامههایی هستند که نه فقط نرخ بیکاری را کاهش دهد، بلکه امید جوانان به یافتن شغل پایدار را زنده کند. ادامه مسیر فعلی یعنی تشدید خروج جوانان از بازار کار و عمیقتر شدن شکافهای اجتماعی.

رمضانی- رئیس جهاد دانشگاهی خراسان جنوبی، مجتبی ابراهیمی رومنجان، در نشست با خبرنگاران ضمن تأکید

