جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵

خراسان جنوبی و معمای حل نشده اعتیاد

میرکلانی – وقتی مسئولان از کشف ۲۱ تن انواع مواد مخدر در سال ۱۴۰۴ در خراسان جنوبی خبر می‌دهند، اولین پرسش این است: این عدد باید مایه آرامش باشد یا زنگ خطر؟ استانی که در حاشیه شرقی کشور و در مسیر ترانزیت مواد مخدر قرار دارد، سال‌هاست با این واقعیت تلخ زندگی می‌کند؛ اما حجم کشفیات اخیر نشان می‌دهد ماجرا فراتر از یک تهدید مقطعی است. اگر ۲۱ تن مواد مخدر کشف شده، پرسش جدی این است که چه میزان از آن کشف نشده و در سکوت، وارد محله‌ها و خانه‌ها شده است؟

ماجرا وقتی نگران‌کننده‌تر می‌شود که مسئولان انتظامی از رشد ۱۶۰ درصدی کشفیات در سال ۱۴۰۵ خبر می‌دهند؛ رشدی که از یک‌سونشان‌دهنده تلاش نیروهای مقابله‌ای است و از سوی دیگر، می‌تواند بیانگر افزایش حجم ورود مواد باشد.فرماندهان انتظامی این اعداد را نتیجه اشراف اطلاعاتی، گشت‌های هدفمند و کار اطلاعاتی مشترک می‌دانند، اما کارشناسان اجتماعی هشدار می‌دهند که رشد کشفیات لزوماً به معنای کاهش مصرف نیست.

 واقعیت این است که مبارزه سخت‌افزاری با مواد مخدر، بدون تقویت جبهه فرهنگی، آموزشی و درمانی، تنها نیمی از میدان را پوشش می‌دهد.وقتی بخش مهمی از انرژی استان صرف درگیر شدن با محموله‌های عبوری و باندهای قاچاق می‌شود، ممکن است نگاه به لایه‌های زیرین، یعنی درمان، بازتوانی و پیشگیری، کم‌نورتر بماند.در چنین شرایطی، هر عددی که روی کاغذ به‌عنوان «موفقیت در کشف» ثبت می‌شود، می‌تواند روی دیگر سکه‌ای باشد که نامش «گسترش پنهان اعتیاد» است.

معتادان متجاهر؛ چهره عریان بحران در شهر

خیابان‌های بیرجند و برخی شهرهای دیگر خراسان جنوبی، در سال‌های اخیر با پدیده معتادان متجاهر، بیش از گذشته روبه‌رو شده‌اند؛ چهره‌هایی که برای شهروندان کاملاً آشنا شده‌اند.مردم از مشاهده «چهره‌های تکراری» شکایت دارند؛ افرادی که چندبار جمع‌آوری شده‌اند، به کمپ رفته‌اند، اما دوباره به همان گوشه خیابان، همان پارک و همان پاتوق بازگشته‌اند.مسئولان هم این واقعیت را تأیید می‌کنند و از «معتادان متجاهر تکراری» می‌گویند؛ کسانی که بعد از پایان دوره نگهداری، یا به دلیل نبود حمایت بعد از درمان، دوباره به چرخه مصرف و خیابان بازمی‌گردند. این چرخه بازگشت مکرر، نشان می‌دهد که مسئله فقط «جمع‌آوری» نیست؛ مسئله «درمان پایدار» و «بازگشت متعادل به جامعه» است.

 تا زمانی که اشتغال، مهارت‌آموزی، حمایت خانواده، پیگیری روانی و خدمات پس از درمان جدی گرفته نشود، احتمال بازگشت بالا می‌ماند و تلاش‌های انتظامی، بخشی از اثر خود را از دست می‌دهد.شهروندان اما درگیر این جزئیات نیستند؛ آن‌ها فقط می‌بینند که همان چهره‌های آشنا، بعد از چند هفته یا چند ماه دوباره به فضای عمومی شهر برمی‌گردند و احساس ناامنی را بازتولید می‌کنند. این وضعیت، اعتماد عمومی به کارآمدی طرح‌های جمع‌آوری را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ وقتی مردم احساس کنند اقدام‌ها بیشتر ظاهری و مقطعی است تا ریشه‌ای و بلند مدت.

 در چنین فضایی، هر بار طرح جدیدی برای جمع‌آوری معتادان متجاهر مطرح می‌شود، این پرسش هم مطرح است که «این‌بار چه تفاوتی با دفعه قبل دارد؟»

ماده ۱۶؛ حلقه مفقوده درمان اجباری

یکی از محورهای اصلی بحث در جلسات رسمی استان، موضوع مرکز «ماده ۱۶» است؛

 مرکزی که قرار است معتادان متجاهر در آن به‌صورت اجباری نگهداری و درمان شوند.ماده ۱۶ قانون مبارزه با مواد مخدر، امکان مداخله حاکمیتی در قبال معتادان متجاهر را فراهم می‌کند؛ اما اجرای آن بدون زیرساخت کافی، به مشکل برمی‌خورد.

مسئولان استانی بارها تأکید کرده‌اند که ظرفیت فعلی مراکز، پاسخگوی تعداد معتادان متجاهر نیست و برای توسعه آن، هم اعتبارات ملی لازم است و هم هماهنگی چند دستگاه.نتیجه این کمبود، در عمل این است که بخشی از معتادان متجاهر به‌طور محدود جمع‌آوری می‌شوند، ولی امکان نگهداری طولانی‌مدت و درمان کاملِ همه آن‌ها وجود ندارد.کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر مراکز ماده ۱۶ صرفاً محل «نگهداری کوتاه‌مدت» باشند، بیشتر شبیه استراحتگاه اجباری خواهند بود تا مرکز درمانی؛ و اثر بازدارندگی آن کاهش می‌یابد.درمان مؤثر نیازمند برنامه جامع است: از سم‌زدایی و درمان جسمی گرفته تا مشاوره‌های روان‌درمانی، مداخلات خانوادگی، مهارت‌آموزی و پیگیری مستمر پس از ترخیص.بدون این زنجیره کامل، هرآنچه در دوره نگهداری انجام می‌شود، مانند مسکنی است که برای یک بیماری مزمن تجویز شده؛ مسکنی که درد را موقتاً کاهش می‌دهد، اما علت را از بین نمی‌برد.

نقش خیرین و سازمان‌های مردم‌نهاد؛ امیدی که کافی نیست

در کنار دستگاه‌های رسمی، سال‌هاست که خیرین و سازمان‌های مردم‌نهاد در خراسان جنوبی پای کار آمده‌اند تا بخشی از بار مالی و اجرایی مقابله با اعتیاد را به دوش بکشند.عضی از مراکز ترک اعتیاد با کمک‌های مردمی اداره می‌شوند، بخشی از هزینه‌های درمان را خیرین پرداخت می‌کنند و گروهی از داوطلبان، مسئولیت مشاوره، پیگیری و حمایت‌های روانی و اجتماعی را برعهده دارند.

مدیران حوزه اجتماعی استان بارها از این همراهی قدردانی کرده‌اند و روی «اهمیت مشارکت مردم» تأکید کرده‌اند، اما پرسش اساسی این است که آیا می‌توان بحران بزرگی مثل اعتیاد را به‌طور جدی روی شانه‌های داوطلبانه جامعه مدنی گذاشت؟سازمان‌های مردم‌نهاد معمولاً با محدودیت منابع مالی، کمبود نیروی تخصصی و نبود امنیت پایدار برای فعالیت روبه‌رو هستند؛ کوچک‌ترین تکان اقتصادی، می‌تواند برنامه‌های آن‌ها را متوقف کند. با این همه، تجربه نشان داده هرجا پیوند میان دولت، نهادهای رسمی و جامعه مدنی قوی‌تر بوده، نتایج درمانی و بازتوانی نیز پایدارتر شده است؛ چون معتادِ در حال درمان، خود را تنها نمی‌بیند.

پیشگیری؛ حلقه‌ای که کمتر دیده می‌شود

در حالی که بخش مهمی از گفت‌وگوها و خبرها حول محور «کشف»، «جمع‌آوری» و «طرح‌های انتظامی» می‌چرخد، موضوع پیشگیری کمتر در صدر قرار می‌گیرد؛ در حالی که مهم‌ترین خط دفاعی، پیش از رسیدن فرد به مرحله اعتیاد است.

آموزش در مدارس، کارگاه‌های آگاهی‌بخشی برای والدین، تقویت مهارت‌های زندگی، توجه به سلامت روان نوجوانان و جوانان، و ایجاد امید اجتماعی، از اصلی‌ترین ابزارهای پیشگیری هستند؛ ابزارهایی که اگر جدی گرفته نشوند، هرچقدر هم کشفیات افزایش یابد، ورودیِ اعتیاد همچنان باز خواهد ماند. افزایش آسیب‌های اجتماعی، معمولاً با بیکاری، فقر، حاشیه‌نشینی و احساس نابرابری گره خورده است؛ خراسان جنوبی هم از این قاعده مستثنا نیست.استانی که با چالش‌های اقتصادی، کم‌آبی، مهاجرت و محدودیت فرصت‌های شغلی روبه‌روست،  اگر همزمان به رفاه اجتماعی و امید به آینده نپردازد، عملاً زمینه مستعدتری برای گرایش به مواد مخدر خواهد داشت. پیشگیری، کم‌هزینه‌ترین و در عین حال مؤثرترین مسیرمقابله با اعتیاد است؛ اما نتیجه آن کوتاه‌مدت و قابل نمایش در قالب «آمار سالانه» نیست، به همین دلیل گاهی در سایه اخبار پر سر و صدای کشفیات، گم می‌شود.

پرسش نهایی؛ مبارزه یا مدیریت بحران؟

خراسان جنوبی امروز در خط مقدم مبارزه با مواد مخدر قرار دارد؛ آمار کشفیات، گفته‌های فرماندهان انتظامی و حجم درگیری با باندهای قاچاق، این واقعیت را تأیید می‌کند.اما پرسش اساسی این است که آیا ما فقط در حال «مدیریت پیامدها» هستیم یا واقعاً در مسیر «حل ریشه‌ای بحران» حرکت می‌کنیم؟رشد ۱۶۰ درصدی کشفیات، اگرچه نشانه تلاش نیروهای مقابله‌ای است، اما همزمان می‌تواند زنگ خطری درباره افزایش حجم ورود و مصرف باشد؛ یعنی شاید با سیلی مواجه‌ایم که فقط بخش مرئی‌اش را می‌بینیم.

 معتادان متجاهر تکراری، ظرفیت محدود مراکز ماده ۱۶، وابستگی به جمع‌آوری‌های دوره‌ای، و فشار مداوم روی نیروهای انتظامی، همه نشان می‌دهد که حلقه درمان پایدار و بازتوانی اجتماعی هنوز آن‌قدر که باید، تقویت نشده است.

تا زمانی که درمان، بازتوانی، اشتغال، حمایت پس از ترخیص، آموزش خانواده‌ها، پیشگیری در مدارس و بهبود شرایط اقتصادی، در قالب یک بسته جامع و هماهنگ دیده نشود، چرخه اعتیاد بازتولید خواهد شد؛ فقط صورت مسئله کمی جابه‌جا می‌شود. آمارها هر سال اعلام می‌شوند، عملیات‌ها ادامه دارد، نشست‌های خبری برگزار می‌شود؛ اما جامعه منتظر یک تغییر بنیادین است: تغییری که اعتیاد را نه فقط به‌عنوان «جرم» که باید با آن برخورد پلیسی کرد، بلکه به‌عنوان «بحران اجتماعی چندبعدی» ببیند و برای آن برنامه‌ای فراتر از افزایش کشفیات و طرح‌های مقطعی بنویسد.شاید وقت آن رسیده که کنار افتخار به آمار کشفیات، از خود بپرسیم: سهم ما در کاهش تعداد معتادان، کاهش ورود جوانان به چرخه مصرف و بازگرداندن درمان‌شدگان به یک زندگی آبرومندانه چقدر است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رمضانی – رئیس قرارگاه مرکزی بهداشت و درمان کاظمین، از ارائه ۵۴ هزار خدمت پزشکی

بیشتر

 رئیس جهاددانشگاهی خراسان جنوبی از معرفی و تجلیل «سپیده قلندری اسفدن» سردبیر و مسئول قسمت

بیشتر

مدیرعامل شرکت دانش‌بنیان کویرتایر از تولید یک میلیون و ۳۱۵ هزار و ۷۴۱ حلقه انواع

بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرم

فرم گزارش اشکال در سایت