میرکلانی – در حالی که جهان شاهد تنش فزاینده در منطقه است، سخنان سناتور کریس مورفی، یکی از اعضای برجسته سنای
آمریکا، ابعاد جدیدی به این بحران افزوده است. مورفی که به واسطه دسترسی به اطلاعات طبقهبندی شده و جلسات محرمانه، دیدگاههای منحصر به فردی را ارائه میدهد، هشدار میدهد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا، کنترل اوضاع را از دست داده و منطقه را در آستانه فروپاشی قرار داده است. گزارش تحلیلی پیش رو، با بررسی عمیق سخنان مورفی، چهار بحران اصلی ناشی از این جنگ را واکاوی میکند و تصویری نگرانکننده از وضعیت پیش رو ترسیم مینماید.
بحران اول؛بنبست تنگه هرمز و کابوس رکود جهانی
سناتور مورفی با اشاره به اشتباه محاسباتی ترامپ در مورد توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز، هشدار میدهد که این اقدام ایران، قیمت نفت را به شدت افزایش داده و خطر یک رکود جهانی را به همراه دارد. او تأکید میکند که ابزارهای ایران برای ایجاد
اختلال در تردد نفتکشها، از جمله پهپادهای کوچک، قایقهای تندرو و مینهای دریایی، به قدری متعدد، پراکنده و پنهان هستند که حذف کامل آنها تقریباً غیرممکن است. طرح اسکورت دریایی نیز با چالش جدی روبرو است؛ از نیاز به بخش عظیمی از نیروی دریایی آمریکا تا خطر آسیب دیدن خود کشتیها در صورت عدم موفقیت در خنثیسازی تهدیدات. این بنبست، ایران را در موضع قدرت قرار داده و آمریکا را در تنگنایی بیسابقه.
بحران دوم؛جنگ پهپادها و فرسایش سپر دفاعی
مورفی با بیان اینکه “جنگ امروز، جنگ پهپادهاست”، خاطرنشان میکند که اگرچه آمریکا قادر به نابودی موشکهای ایران است، اما توانایی مقابله با تمامی پهپادهای ارزان و پرتعداد ایران را ندارد. این امر به ایران اجازه میدهد تا برای مدت نامحدود به تأسیسات نفتی منطقه حمله کند؛ اقدامی که نمونه آن در انبار مهم نفت در عمان رخ داد. او از عدم توجه ترامپ به درسهای جنگ روسیه و اوکراین انتقاد کرده و معتقد است این نادیده گرفتن، اشتباهی فاحش بوده است. وخیمتر اینکه، کشورهای حوزه خلیج فارس در حال اتمام موشکهای رهگیر خود هستند که این امر، تأسیسات نفتی آنها را بیش از پیش آسیبپذیر میسازد.
بحران سوم؛ شعلهور شدن آتش جنگ منطقهای
سناتور مورفی هشدار میدهد که آنچه با حمله ترامپ آغاز شده، به یک جنگ گسترده منطقهای در حال تبدیل شدن
است. نیروهای نیابتی ایران در لبنان، اسرائیل را هدف قرار میدهند و در عراق، آمریکا را. تهدید اسرائیل به حمله زمینی گسترده به لبنان، خود میتواند بحرانی جدید بیافریند. علاوه بر این، مورفی به پتانسیل درگیری در یمن و سوریه اشاره میکند و معتقد است آرامش نسبی حوثیها در دریای سرخ، پایدار نخواهد بود. در این میان، حمله ترامپ به ایران، اوضاع سوریه را که در حال حاضر نیز شکننده است، به سمت انفجاری دیگر سوق میدهد.
بحران چهارم ؛ فقدان نقشه راه و هرجومرج ادامهدار
در نهایت، مورفی به فقدان یک نقشه راه مشخص و نهایی از سوی ترامپ اشاره میکند. او میپرسد که قدم بعدی چیست؟
آیا تهاجم زمینی، که میتواند به “آرماگدون” و تلفات هزاران نیروی آمریکایی منجر شود؟ یا اعلام پیروزی ساختگی، که راه را
برای تندروهای جدید در ایران هموار میکند؟ مورفی تأکید میکند که این وضعیت کاملاً قابل پیشبینی بوده و رؤسای جمهور
قبلی آمریکا با هوشمندی از چنین جنگی اجتناب کردهاند. او نتیجه میگیرد که ترامپ کنترل جنگ را از دست داده و تنها راه پیش رو، پایان دادن به این جنگ برای جلوگیری از فاجعهای بزرگتر است.

