کاری – شهر بیرجند در دل کویر خراسان جنوبی، نمادی از پایداری و تابآوری است. مردمان این دیار با روحیهای سازگار و صبور نشان دادهاند که چگونه میتوان در دل سختیهای طبیعت، زندگی را معنا بخشید. نسلهای پیشین با تحمل دشواریهای اقلیم کویری، فرهنگی از استقامت، همدلی و مدارا را در این سرزمین نهادینه کردهاند؛ فرهنگی که همچنان الهامبخش ساختن آیندهای روشن برای این شهر است.
پایداری کویرنشینان؛ بازتابی از روحیه جمعی
محمدامین ناصح، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده بیرجندی عنوان کرد: زندگی در اقلیم خشک و کمآب کوهپایههای بیرجند، مردمان این منطقه را به مقاومتی مثالزدنی در برابر دشواریها رهنمون شده است. طبیعت سخت کویر، نهتنها شیوههای معیشت، بلکه روحیه و نگاه مردمان این دیار را نیز متأثر ساخته است. این استاد دانشگاه، بر این باور است که این پایداری ریشه در تجربههای تاریخی و سرمایۀ فرهنگی مشترک مردم منطقه دارد؛ تجربههایی که در طول نسلها به شکل نوعی روحیه و نگرش جمعی در میان آنان نمود یافته است. به گفته این پژوهشگر، «تابآوری» یکی از برجستهترین ویژگیهای مردمان کویر است؛ خصلتی که به آنان امکان داده در برابر خشکسالیهای پیدرپی، ناامنیهای تاریخی و فشارهای اقتصادی ایستادگی کنند و در عین حال راهحلهایی خلاقانهای از جنس قنات برای ادامه زندگی بیابند.
در این میان، امید و همبستگی اجتماعی نقشی اساسی در حفظ این پویایی داشته است. چنین روحیهای در واقع بازتاب نوعی سبک زندگی است که در تار و پود فرهنگ و هویت منطقه تنیده شده است. در نگاه نخست، شاید رویکرد محتاطانه و محافظهکارانۀ کویرنشینان برای برخی، نشانهای از محدودیت یا احتیاط حداکثری به نظر برسد؛ اما ناصح معتقد است این شیوۀ زیستن در حقیقت حاصل درکی عمیق از کمبودها و ارزش منابع است. مردمان کویر در طول زمان آموختهاند چگونه با دقت، صرفهجویی و تدبیر از داشتههای خود بهره ببرند و از دل دشواریها امکانات تازهای برای ادامه زندگی بیافرینند. همین خرد زیسته است که بارها چالشها را به فرصت تبدیل کرده و به فرهنگ پایداری در این سرزمین معنا بخشیده است.
بیرجند؛ شهری در جوار کویر با هویتی استوار
وی تاکید کرد: بررسی تعاملات فرهنگی، اجتماعی مردم بیرجند از رهگذر درک سرشت تاریخی و اقلیمی منطقه میتواند دریافت ما را از «بیرجندشناسی» ژرفتر کند و نشان دهد چگونه این شهر، با تکیه بر پیشینه تاریخی و فرهنگی خود و بهره مندی از اکسیر تابآوری، به الگویی از بقا در دل کویر بدل شده است. به گفته محمدامین ناصح، بیرجند ـ مرکز منطقه تاریخی قاینات ـ در نیمۀ نخست سدۀ چهاردهم خورشیدی دورهای از ثبات نسبی و امید اجتماعی را تجربه کرد؛ دورهای که زمینهساز رشد آرام و پیوستۀ شهر در دهههای بعد شد. او معتقد است این ثبات، حاصل ترکیبی از مؤلفه های نظم محلی، همزیستی مذهبی و پیوندهای منطقهای بود که به شهر امکان داد مسیر توسعه را وزین و مستمر طی کند. ناصح تأکید میکند که بیرجند، با وجود تنوع مذهبی و مجاورت فرهنگی با بلوچستان و بخشهایی از افغانستان، در بسیاری از مقاطع تاریخی توانست از آرامش اجتماعی بهره مند گردد. به باور او همین آرامش، بستر شکلگیری رشدی پایدار را فراهم آورد؛ رشدی که نه بر جهشهای مقطعی، بلکه بر استقرار و تدبیر استوار بود.
پیشگامی بیرجند در نشانههای شهرنشینی در اواخر دوره قاجار
به گفتۀ ناصح، مرور سالهای پایانی عهد قاجار نشان میدهد که بیرجند در برخی شاخصهای شهرنشینی حتی از بسیاری از نقاط همچوار و همتراز پیشتر بود. او میگوید ساماندهی امنیت راهها، حمایت از کاروانهای تجاری و شکلگیری نظمی اداری با نقشآفرینی حکومت محلی سبب شد این شهر در قیاس با برخی نواحی کویر مرکزی، از ناامنیهای رایج آن دوران کمتر آسیب ببیند و زمینهای مناسب برای رونق دادوستد و زندگی شهری فراهم شود.
ناصح همچنین ویژگیهای اجتماعی بیرجند را تا حد زیادی برخاسته از شیوه زندگی مردم میداند. به گفتۀ او، در آن دوران، جمعیتی نزدیک به بیست هزار نفر، با روحیهای سختکوش، قانع و قدردان، در این شهر زندگی میکردند. معماری متناسب با طبیعت کویر شامل خانههای خشتی در کوچههای تنگ با بادگیرهای بومی و حیاطهای مرکزی-که اغلب با ساختار اندرونی و بیرونی سامان یافته بودند- نه تنها پاسخگوی شرایط اقلیمی بودند، بلکه نوعی پیوند و همیاری میان ساکنان ایجاد مینمودند. به باور او، همین الگوی سکونت به شکلگیری شبکهای از حمایتهای اجتماعی انجامید و در تقویت همبستگی و انسجام شهری نقش مهمی داشت.
حاکمیت محلی و مردم در بستر تحولات جنگ جهانی اول
ناصح در بخش دیگری از روایت خود می افزاید که شواهد حاکی است حاکم محلی (امیر شوکتالملک) در مناسبتها و اجتماعات شهری بهویژه در مراسم مذهبی محرم و صفر، و نیز جشنهای ملی و نوروز با مردم ارتباطی نزدیک و فعال داشت. او حضور در این آیینها را نه صرفاً یک رفتار سیاسی، بلکه بخشی از نظم اجتماعی آن دوره میداند؛ سلوکی که به تقویت اعتماد عمومی و پیوند مردم با حکومت محلی مدد می رساند.
ناصح در ادامه به برخی تأثیرات بیرونی بر تحولات شهر اشاره میکند و میگوید جنگ جهانی اول و رفتوآمد سربازان و تاجران انگلیسی و هندی در منطقه، تغییراتی غیرمستقیم در زندگی شهری ایجاد کرد. این حضور، علاوه بر ورود برخی کالاها و سبکهای فرهنگی تازه، آشنایی مردم با جلوههایی از دنیای مدرن را نیز به همراه داشت؛ پدیدهای که می توان آن را «پرتوافکندن تجدد» بر مسیر تحول بیرجند نامید. به باور ناصح، همین مواجهههای تدریجی بود که بعدها زمینهساز نوعی گشایشهای اقتصادی و فرهنگی و شکلگیری چشماندازهای نو در شهر شد.
بیرجند؛ از سنت تا شکوفایی فرهنگی و آموزشی
این پژوهشگر بیرجندی با بیان اینکه گسترش آموزشوپرورش و تأسیس مدارس جدید در بیرجند، همراه با شکلگیری گروهی از کارمندان اداری، به تدریج زمینه پیدایش قشر کوچکی از طبقه متوسط را فراهم ساخت؛ قشری که از قدرت خرید و نفوذ اجتماعی بیشتری برخوردار بود و نقشی مؤثر در تحولات شهری ایفا میکرد، ادامه داد: این روند را میتوان آغازی برای مرحلهای تازه در مسیر نوسازی و تحول هویت اجتماعی شهر دانست.
در همین دوره، سیاست تمرکزگرایی دولت مرکزی در عصر پهلوی اول نیز بر ساختار شهر اثر گذاشت. تأسیس نهادهایی چون ژاندارمری، شهربانی، بهداری و اداره پست، در کنار توسعه راههای ارتباطی و اجرای برخی اصلاحات مالیاتی، به تدریج سیمای اداری و اقتصادی بیرجند را دگرگون کرد و زیرساختهای تازهای برای اداره شهر پدید آورد.همزمان، جایگاه بیرجند به عنوان حلقه ارتباطی نواحی مرزی شرق کشور با شهرهایی چون مشهد، کرمان و یزد تقویت شد و مبادلات اقتصادی آن رونق بیشتری گرفت. در ادامه این روند، وقوع جنگ جهانی دوم نیز به عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر شهر، بر تحولات اقتصادی و اجتماعی بیرجند تأثیر گذاشت و آن را بیش از پیش در جریان رویدادهای منطقهای و جهانی قرار داد.
گام به سوی تجدد؛ پیشتازی در آبرسانی و نوسازی شهری
به گفته وی در دهههای بعد، روند ورود بیرجند به عرصههای نوین زندگی شهری شتاب بیشتری گرفت. توسعه شبکه لولهکشی آب آشامیدنی، در کنار قنوات قدیمی که همچنان ستون فقرات حیات این شهر کویری به شمار میآمدند، بیرجند را در زمره شهرهای پیشرو در مدیریت و توسعۀ منابع آب قرار داد. همزمان، احداث خیابانهای تازه، گسترش بازار، پویایی اصناف و افزایش نقش آموزشی و فرهنگی مدرسه شوکتیه در کنار رشد نسلهایی از پدران و مادران تحصیلکرده نشانههایی از ورود شهر به مرحلهای تازه از مدنیت و تحول اجتماعی بود.
دانشآموختگان مدارس نوین بیرجند نیز به تدریج در سطح کشور شناخته شدند و بسیاری از آنان در عرصههای علمی، اداری و فرهنگی نقشآفرینی کردند؛ روندی که بعدها زمینهساز شکلگیری نهاد آموزش عالی در این دیار شد. در همین حال، رونق تجارت محصولاتی چون زعفران، فرش و خشکبار و انتقال آنها به شهرهایی مانند کرمان و بندرعباس، جایگاه بیرجند را به عنوان یکی از مراکز مهم اقتصادی در شرق کشور استحکام بخشید. در مجموع، بیرجند از اواخر دوره قاجار تا پایان عهد پهلوی، از شهری با ساختاری سنتی و متکی بر نظام حکمرانی محلی، به یکی از کانونهای فرهنگی و آموزشی شرق کشور بدل شد؛ شهری که تحولات اجتماعی آن، نخست با محوریت مدرسه شوکتیه و سپس با ایجاد نهاد دانشگاه، به تدریج هویتی تازه یافت. مرور فراز و فرودهای این دوره، در حقیقت پیشدرآمدی برای فهم تحولات بیرجند در دهههای اخیر و تأملی بر چالشهایی است که امروز پیش روی این شهر قرار دارد؛ از جمله برخی تنشهای فرهنگی در میان جوانان، مهاجرت نخبگان و کمبود فرصتهای شغلی. بیگمان آینده هر شهر بر شانههای گذشته آن استوار میشود و در بستر تصمیمها و کنشهای امروز شکل میگیرد. از این رو، تبیین این پیوند برای اقشار مختلف جامعه میتواند همچون کیمیا و نوشدارویی باشد که به استحکام هویت بومی در میان نسل جوان، در روزگار پرچالش بحران هویت، یاری رساند.
«شبهای بیرجند»؛ روایتی از گذشته با نگاهی به آینده
نهاد کتابخانههای عمومی خراسان جنوبی در نیمه دوم سال ۱۴۰۴، با برگزاری سلسلهنشستهای هفتگی با نام «شب های بیرجند» با موضوعات متنوع، کوشید این رسالت را در تالار استاد مشکوه (کتابخانه استاد سعیدی) به انجام رساند. این نشستها که با اهتمام دکتر محمدامین ناصح، عضو هیئت علمی دانشگاه بیرجند و از مؤلفان آثار حوزه بیرجندشناسی، در قالب ۱۵ جلسه برگزار شد، روایتی شنیدنی و ماندگار از گذشته بیرجند برای مخاطبان ارائه نمود. امید است در آینده نزدیک، پادکست صوتی یا تصویری این برنامه نیز در اختیار علاقهمندان قرار گیرد تا زوایای آشکار و پنهان این شهر فرهنگی بیش از پیش نمایان شود؛ چرا که گفتهاند: «حبّ الوطن من الإیمان». بیتردید «شبهای بیرجند» میتواند نویدبخش افقهایی روشن برای شناخت بهتر گذشته و آینده این شهر باشد.


