نام کاربری :
کلمه عبور :

کد امنیتی :

« عضویت رایگان در سایت »

« رمز خود را فراموش کردم ام »

« حساب من غیر فعال است »

« نمیتوانم به سیستم وارد شوم »

 

 

 

 


دوشنبه 1 آبان 1396
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
02. صفر 1439
2017 Oct 23

 

 

 

مشاهده کامل خبر
نگرش      

پیرمردی  کارگر در یک گوشه ای از شهر زندگی
می کرد. روزگار این مرد بیچاره چندان خوب نبود مرد بیچاره روز می رفت کار می کرد روزانه هر اندازه که کار می کرد شب را همان غذا با خود می آورد حتی بعضی روز ها نمی توانست نفقه خانواده خودش را تأمین کند. شب گرسنه را صبح می کرد. روزی این پیرمرد تا شام کار می کند. شام هنگام برگشت به خانه سه دانه نان از نانوائی با خود گرفت در وسط راه ناگهان صدای سگ را می شنود.  دلش آرام نمی گیرد می رود می بیند که در یک خرابه یک سگ با چند تا توله خود خوابیده از گرسنگی حال و حرکت در جانش نمانده  بود در همین موقع مرد از نانی که برای خانواده خود گرفته بود یک
دانه شان را پیش سگ انداخت سگ با خوردن این نان یک کم حرکت پیدا کرد. مرد نان دومی را نیز به سگ داد و بالاخره با یک نان به خانه برگشت وقتی که زنش پرسید که امروز چرا دست عالی آمدی مرد گفت که امروز کار نبود.بعد از گذشت چند روز این مرد چنان سرمایه دار شد که صاحب چند تا دکان در آن شهر شد مرد همچنان حیران بود که چطور به یک بارگی رحمت خدا بر او نازل گشت؟بعد از  تفکرو پژوهش دریافت که این همه ثروت نتیجه همان روزی بود که به سگ رحم کرده بود.نتیجه اخلاقی داستان:تمام مخلوقات خداوند در زیر ترحم های یکدیگر زندگی می کند. اگر ما احساس ترحم در برابر مخلوقات خداوند داشته باشم پس بدون شک خداوند از ما خوشنود و برکات خود را نازل خواهد کرد.


گروه خبری : اخبار گوناگون
منبع :
آخرین ویرایش : 1396/05/28 -- 10:00:12
نویسنده : واحد تحریریه
تعداد بازدید : 388

نسخه امروز آوا

آرشیو روزنامه آوای خراسان جنوبی

نسخه امروز آوا

نسخه امروز آوا

 


نیازمندی ها رایگان

برای درج نیازمندی و آگهی های خود  کافی است درخواست خود را به شماره پیام کوتاه
3000272424

اس ام اس بزنید

 

 

روزنامه صبج استان خراسان جنوبی - آوای خراسان جنوبی


مدیریت و امور پشتیبانی : گروه نرم افزاری راک

RaakCMS

بانک ایمیلفروشگاه اینترنتی زیباسرا