نام کاربری :
کلمه عبور :

کد امنیتی :

« عضویت رایگان در سایت »

« رمز خود را فراموش کردم ام »

« حساب من غیر فعال است »

« نمیتوانم به سیستم وارد شوم »

 

 

 

 


يكشنبه 6 فروردين 1396
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
27. جمادي‌الثاني 1438
2017 Mar 26

 

 

 

مشاهده کامل خبر
حضرت فاطمه معصومه (س)، بانوی کرامت و معرفت      

در سال 201 هـ . ق، یک سال پس از سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به شهر « مرو» حضرت فاطمه معصومه (س) همراه عدّه ای از برادران خود برای دیدار برادر و تجدید عهد با امام زمان خویش راهی دیار غربت شد. در طول راه به شهر ساوه رسیدند، ولی در آنجا
عده ای از مخالفین اهل بیت با مأموران حکومتی همراهی نموده و با همراهان حضرت به نبرد و جنگ پرداختند که عدّه ای از همراهان حضرت در این حادثه غم انگیز به شهادت رسیدند. حضرت در حالی که از غم و حزن بسیار مریضه بود با احساس ناامنی در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما می باشد؛ سپس حضرت به طرف قم حرکت نمود.بزرگان قم وقتی از این خبر مسرّت بخش مطّلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالی که «موسی بن الخزرج» بزرگ خاندان «اشعری زمام شتر آن مکرّمه را به دوش می کشید؛ ایشان در میان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر مقدّس شد و در منزل «موسی بن خزرج»  اجلال نزول فرمود. آن بزرگوار هفده روز در شهر ولایت و امامت به سر برد و در این مدّت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.
مسافران کاروان حضرت معصومه
نکته بسیار مهم در سفر حضرت معصومه (س) به ایران این بود که آن حضرت و سایر اعضای کاروان می دانستند که چه در این سفر به سلامت به مقصد برسند و چه خطری آنها را تهدید کند، در هر صورت پیروز میدان هستند چون توانسته اند اسلام اصیل را به ایرانی ها معرفی کنند. به عبارت دیگر اگر زنده می ماندند فرصت تبلیغ و ترویج دین اسلام را داشتند. اما شهادت شان هم خیر و برکت بسیاری داشت. چون وقتی مامون به نیروهای خود دستور داد تا سادات علوی را در هر جای ایران به شهادت برسانند، ایرانی ها شاهد این ظلم مامون بودند و حقیقت مظلومیت و حقانیت خاندان اهل بیت علیهم السلام برای آنها مشخص می شد.
غروب مهتاب در شهر ستارگان
در رابطه با علّت مریضی نابهنگام حضرت و مرگ زود رس آن بزرگوار گفته شده است که زنی در شهر ساوه ایشان را مسموم نمود که این مطلب با توجه به درگیری دشمنان اهل بیت با همراهان حضرت و شهادت عده ای از آنها «‌در ساوه» و جوّ نامساعد آن شهر و حرکت نابهنگام آن بزرگوار در حال مریضی به سوی شهر قم ، مطلبی قابل قبول می تواند با شد.آری آن حضرت که می رفت زینب وار با سفر پر برکتش سند گویایی بر حقانیت امامت رهبران راستین و افشاگر چهره نفاق و تزویر مأمونی باشد، و همانند قهرمان کربلا پیام آور خون سرخ برادری باشد که این بار مزّورانه به قتلگاه (بنی عباس ) برده می شد، ناگاه تقدیر الهی بر این شد که مرقد آن بزرگ حامی خط ولایت و امامت برای همیشه تاریخ ، فریادگر مبارزه با ظلم و بی عدالتی ستم پیشگان دوران و الهام بخش پیروان راستین تشیّع علوی در طول قرون و اعصار باشد.
حضرت معصومه (س) هم همراه با دو کنیز، یک خادمه و سه نفر از خواهران خود به
نام های فاطمه صغری، خدیجه خاتون و میمونه تنها ماندند. به ظاهر چون این افراد زن بود، ماموران حکومت آنها را به
شهادت نرساندند.در همین موقع گروهی از شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام که خبر ورود کاروان حضرت معصومه (س) را شنیده بودند، برای استقبال از ایشان به ساوا رفتند تا آنها را به قم دعوت کنند. اما زمانی به کاروان رسیدند که همه شهید یا متواری شده بودند.
 به این ترتیب حضرت معصومه (س) را که آن زمان حدود 28 ساله بود به شهر قم رساندند. حضرت معصومه (س) که از پدر بزرگوار خود، امام موسی کاظم (ع)، درباره شرافت و میهمان نوازی مردم قم بسیار شنیده بود، در این شهر توقف می کند. چون حوادث و مشکلاتی که پیش آمد سبب بیماری آن حضرت شد و قصد داشت پس از بهبود راهی خراسان شود. اما پس از ۱۷ روز در دهم ربیع الثانی سال ۲۰۱ قمری در این شهر از دنیا می رود.
مقام علمی حضرت معصومه (س)
نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است.
 وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.
 


گروه خبری : اخبار گوناگون
منبع :
آخرین ویرایش : 1395/10/19 -- 16:40:38
نویسنده : واحد تحریریه
تعداد بازدید : 80

نسخه امروز آوا

آرشیو روزنامه آوای خراسان جنوبی

نسخه امروز آوا

نسخه امروز آوا

 


نیازمندی ها رایگان

برای درج نیازمندی و آگهی های خود  کافی است درخواست خود را به شماره پیام کوتاه
3000272424

اس ام اس بزنید

 

 

روزنامه صبج استان خراسان جنوبی - آوای خراسان جنوبی


مدیریت و امور پشتیبانی : گروه نرم افزاری راک

RaakCMS

بانک ایمیلفروشگاه اینترنتی زیباسرا