نام کاربری :
کلمه عبور :

کد امنیتی :

« عضویت رایگان در سایت »

« رمز خود را فراموش کردم ام »

« حساب من غیر فعال است »

« نمیتوانم به سیستم وارد شوم »

 

 

 

 


يكشنبه 27 مرداد 1398
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
16. ذي‌الحجه 1440
2019 Aug 18

 

 

 

مشاهده کامل خبر
بـا ذهـن‌تـان آشـتـی کـنـید!      

این همان نیرویی است که می‌تواند منبع انگیزه یا حتی نیرویی منفی و مخرب باشد. فکر می‌کنید این نیرو چیست؟ این نیرو همان نیروی فکر و ذهن است. ما تمام عمر به دنبال چیزی هستیم که به ما نیرو و اقتداری بدهد که بتوانیم بر همه‌چیز مسلط باشیم اما لازم نیست دنبال آن بگردیم. ما همواره این نیرو را در درون خود داریم. درواقع چه بدانیم و چه ندانیم هر روز از همین نیرو برای شکل دادن سرنوشت‌‌مان استفاده می‌کنیم. در این مطلب قرار است باربارا دی‌آنجلیس، دکترای روانشناسی درباره این نیروی عظیم و قدرتی که در زندگی ما دارد، توضیح دهد.
آخرین باری که سینما رفتید را حتما به خاطر می‌آورید. وقتی فیلم، روی پرده نمایش داده می‌شود شما شاهد خنده، گریه، دعوا و جنگ بازیگران هستید و اتفاقا این صحنه‌ها شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد در حالی که هیچ‌یک از این وقایع درواقع اتفاق نیفتاده است و چیزی که روی پرده می‌بینید، توسط پروژکتور روی آن افکنده شده است؛ یعنی هرقدر هم صحنه‌ها واقعی باشند شما می‌دانید که توهمی بیش نیست و وجود خارجی ندارد. فکر و ذهن هم دقیقا همین کار را می‌کند. ما در ذهن خودمان چیزی داریم که شبیه پرده سینما عمل می‌کند، اسم این پرده خودآگاهی یا همان آگاهی ماست. این خودآگاهی و آگاهی به‌طور طبیعی خنثی است. ذهن شما درست مثل پروژکتوری است که تصاویری را بر پرده‌اش که همان خودآگاهی و آگاهی است، نمایش می‌دهد. این تصاویر داستان زندگی‌تان
را رقم می‌زند.
فرافکنی کی سراغ‌تان ‌می‌آید؟
فرض کنید یک روز عصر با یکی از صمیمی‌ترین دوستان‌تان نشسته‌اید و صادقانه راجع به زندگی‌تان با هم صحبت می‌کنید. از اینکه تا این حد با هم صمیمی هستید و سفره دل‌تان را پیش هم باز کرده‌اید و تمام درونیات خودتان را بیرون می‌ریزید، اندکی احساس آسیب‌پذیری و ناامنی می‌کنید اما از اینکه با این کار به او نزدیک شده‌اید، خوشحالید. فردای آن روز روی پیغام‌گیر تلفن او پیغام می‌گذارید و بابت اوقات خوشی که با هم سپری کردید از او تشکر می‌کنید و از او می‌خواهید دوباره به شما زنگ بزند.چند روز دیگر می‌گذرد و این دوست‌تان به شما زنگ نمی‌زند. ذهن شما این اطلاعات را می‌گیرد و فرافکنی‌های خودش را هم به آن اضافه می‌کند تا به نتایجی برسد. بعد شما احساس ناراحتی می‌کنید و می‌گویید: «شاید مرا دوست ندارد و از دستم عصبانی است. شاید من دیروز زیادی وراجی کردم. شاید چیزی گفته باشم که او را رنجانده باشد.» چند روز دیگر هم می‌گذرد و نگرانی‌های‌تان بیشتر می‌شود. ذهن شما چند فرافکنی دیگر را هم اضافه می‌کند و حسابی شما را به هم می‌ریزد.بعد همین‌طور که نشسته‌اید تلفن زنگ می‌زند و دوست‌تان با لحنی گرم به شما می‌گوید: «از اینکه زودتر زنگ نزدم معذرت می‌خواهم. من بدون اطلاع قبلی به یک ماموریت اعزام شدم و روزها با فشردگی زیاد کار می‌کردم. راستی آن شبی که با هم بودیم خیلی به من خوش گذشت.» می‌بینید که شما برای خودتان جهنمی ساختید و این چند روز را آنجا سپری کردید و این جهنم ساخته و پرداخته ذهن خودتان بود.
واقعیت مطلق وجود ندارد
تلقی ما از واقعیت بسیار ذهنی، درونی و شخصی است؛ مثلا اگر فکر کنید کسی از دست شما عصبانی است، عملا عصبانیت آن فرد را احساس خواهید کرد. هرقدر افکارتان غالب باشد به همان نسبت احساس و ادراک‌تان نمود قوی‌تر و واقعی‌تری خواهد داشت. اغلب ما فکر می‌کنیم واقعیت عینی و انعطاف‌ناپذیر است در حالی که در حقیقت بسیار شخصی و انعطاف‌پذیر است. به همین دلیل است که وقتی خوشحال هستید زمان خیلی زود می‌گذرد و وقتی ناراحت هستید، زمان کشدار به نظر می‌رسد.
دنبال سند و مدرک نگردید
فرافکنی‌های ذهن‌تان نه‌تنها واقعیت و درک شما از واقعیت زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهند بلکه بر دیگران نیز تاثیر می‌گذارند. در اصل فرافکنی‌ها، نگرانی‌ها و ناراحتی‌های ذهن شما می‌توانند جامه‌عمل بپوشند حتی اگر در ابتدا واقعیت نداشته باشند. وقتی چیزی را باور دارید دنبال سند و مدرکی می‌گردید تا باورها و عقاید خود را اثبات کنید و خط بطلان بر تمام آنچه مخالف نظر شماست، بکشید. تصور کنید چند بار به ذهن‌تان اجازه می‌دهید با افکار و پیش‌فرض‌های منفی سرنوشت‌تان را تعیین کند و خودتان را از فرصت‌های فوق‌العاده‌ای که در انتظارتان است، محروم کنید.
ذهن‌تان را با خودتان دشمن نکنید
هیچ‌کدام از ما دوست نداریم دشمن داشته باشیم. اما می‌دانید بزرگ‌ترین دشمن شما همان ذهن‌تان است؟ وقتی توجه انتخابی می‌کنید در اصل دارید ذهن‌تان را با خودتان دشمن می‌کنید. ذهن شما می‌تواند تا ساعت‌ها تنها بر یک موضوع تمرکز کند. مشکل وقتی ایجاد می‌شود که ذهن ما معمولا بر مواردی که مفید و مثبت نیستند، تمرکز کند نه چیزهای مثبت. این حالت را توجه انتخابی می‌گویند. اشکالی ندارد که به مشکلات فکر کنید اما ذهن معمولا گرایش دارد که این کار را به موازات حذف تمام افکار دیگر انجام دهد. طبیعت ذهن انسان به گونه‌ای است که به‌طور انتخابی توجه می‌کند. البته توجه انتخابی چیز بدی نیست اما چرا به نفع خودتان از آن استفاده نمی‌کنید؟ سعی کنید توجه انتخابی‌تان را بر چیزی متمرکز کنید که خودتان می‌خواهید نه آن چیزی که رنج‌تان می‌دهد.


گروه خبری : اخبار گوناگون
منبع :
آخرین ویرایش : 1394/05/16 -- 16:12:09
نویسنده : واحد تحریریه
تعداد بازدید : 845

نسخه امروز آوا

آرشیو روزنامه آوای خراسان جنوبی

نسخه امروز آوا

نسخه امروز آوا

 


نیازمندی ها رایگان

برای درج نیازمندی و آگهی های خود  کافی است درخواست خود را به شماره پیام کوتاه
3000272424

اس ام اس بزنید

 

 

روزنامه صبج استان خراسان جنوبی - آوای خراسان جنوبی


مدیریت و امور پشتیبانی : گروه نرم افزاری راک

RaakCMS

بانک ایمیلفروشگاه اینترنتی زیباسرا